والا راستش وقتي وبلاگ رو دوباره راه انداختم، به خودم قول دادم درگير مباحث بين وبلاگي نشم. اما از اونجايي که هر دو طرف درگير رو دوست خودم ميدونم (حتي اگه اونا راجع به من چنين حسي نداشته باشند) و مساله اي که پيش اومده بيشتر از اينکه شخصي باشه يه جور طرز برداشت عموميه،نتونستم چيزي نگم. ممکنه خيلي هاي ديگه به مخالفت يا طرفداري از حودر يا دندانپزشک چيز بنويسن و نظر بدن. اما براي من اين دوتا آدم مهم هستن تو اين قضيه.
۱- اين آقاي دندانپزشک از دوستان قديميه منه. البته ما باهم بستني ها خورديم و قليون ها کشيديم و ديزي ها نوش جان کرديم. خصوصا يه دفعش يادمه که با پژمان و صفا و امير حسابدار بود.
۲- حسين رو من جمعا يکبار رودررو اونم در جريان آخرين انتخابات رئيس جمهوري ديدم. اما قبلش از طريق وبلاگ کم و بيش باهم ارتباط داشتيم.
۳- نظر شخصي و صرفا شخصي من راجع به حسين اينه که شخصيت خودش خيلي باحالتر از اون چيزيه که تو وبلاگش ميخونيد.
۴- من با خيلي از کارا و نوشته هاي حسين موافق نيستم. خيلي وقتا کامنت براش گذاشتم و حتي ايميل زدم. حتي تو نوشته ها به طنز يا جوک نظرش رو به چالش کشيدم.
اما راجع به اين مساله روز آنلاين. قبل از هر چيز من بايد بگم. تمام حرفايي که ميزنم با توجه به نوشته ها و حرفائيه که تو وبلاگا مطرح شده و اگه چيزي پشت پرده هست و من نميدونم، مبناي قضاوتم فقط بر مبناي چيزائيه که رو هستش.
به نظر من حسين يه اشتباه بزرگ کرد. قضيه رو قبل از اينکه به اينجا بکشه مطرح نکرد. شايد اگر مطرح ميکرد قضيه کاملا برعکس ميشد و ديگران حتي به اون آقاي بدهکار فشار مياوردن که حق و حقوقش رو بده. اين حسين اصولا يه مشکل عمدش همينه. دفعه اولشم نيست. ميذار ميذاره يه چيزي کشدار بشه بعد که کشش پاره شد تازه مطرحش ميکنه.
اما اين رفيق دندانپزشک من به نظر يکمي داره بي انصافي ميکنه.
۱- «روز آنلاين تنها رسانه اي که اين روزها ارزش خواندن داشت
يعني واقعا تو اين اينترنت به اين گندگي فقط همين يه لنگه کفش تو بيابون باقي مونده؟ اگر بضاعت رسانه ايه ما فقط همينه که خوب پس زيادم از دست دادنش ناراحتي نداره که. اينجوري ديگه با خيال راحت و بدون عصبانيت ميتونيم بريم ماستمونو بخوريم. هان؟
۲- بر سر خودخواهي اين آقاي پرمدعا تعطيل شده.
از کی تاحالا درخواست حق آدم خودخواهي حساب ميشه. من اين وسط نه سود شخصي دارم نه Ranking رفاقتم با حسين بيشتره... اما اين ديگه زور داره براي مايي که دم از حق ميزنيم به خاطر خود خواهي خودمون ديگران رو پر مدعا خطاب کنيم. رفيق. شاکي نشو. اما به نظرم اين حرفت عين اين ميمونه که بگي اين مامورين شهرداري يه مشت آدم خود خواه و پر مدعان که با اينکه يه ساله پول نگرفتن اما درختاي پارک جلوي خونمون رو حرس(حرص ، هرس، هرص ... کدومش درسته؟) نکردن. چون همين يه پارک خوشگل تو شهر مونده بود و منم هر روز قبل از اينکه برم سر کار اين درختا رو نيگا ميکردم و به به چه چه ميکردم و با روحيه خوب ميرفتم سر کار.
رفيق. آدم حتی اگه پر مدعا هم باشه بايد حقشو داد. اينو که ديگه قبول داری؟
۳- به نظر من حق و حقوق هودر سرجايش!!!! <> اما حتي اگر يکسال هم حقوق نگرفته بود <> نبايد چنين ضربه اي به روز مي زد
من نتونستم يه رابطه P=>Q براي اين قضيه پيدا کنم. آقا حق حيات تو جاي خودت. اما حتي اگه يکي پلاستيک کشيد سرت و نگذاشت نفس بکشي تو کار خودتو بکن.
۴- که لا اقل چهار نفر در آن مي نوشتند که سرشان به تنشان مي ارزيد و مطالبش کم و بيش بي طرف يا لااقل اطلاع رسان بود...
- اين چهار نفر يا بابت اين نوشتن پول ميگيرن. يا در راه مردم و وطن و آزادي و از اين شعارا چيز مينويسن.
اگه پول ميگيرن و مي نويسن که خوب پس حق و حقوق اين بابا رو هم بدن. فقط چون معروفترن و حرفاي خوشگل خوشگل ميزنن بايد حق القلمشون به موقع برسه اما اين بنده خدا نبايد حق و حقوقشو بگيره. اونزمان که ابراهيم نبوي تو جام جم مينوشت. اگه يه روز ميگفت چون به من پول کافي نميدن من تو جام جم ديگه نمي نويسم، تو اين حرفو بهش ميزدي؟ خداييش کلاهتو قاضي کن. بابا لا مصب نا سلامتي تو يه مدته داري فرنگستون درس ميخوني. هر چيزي يه اصولي داره اگه قرار باشه اين اصول رعايت نشه که ميشه مملکت گل و بلبل که. اين همه آزادي و دموکراسي و قويه قضائيه مستقل که شعارشو ميديم واسه قاب کردن و گذاشت تو گالري نيست که بيام و بگيم به به. واسه اينه که مردم بتونن حق و حقوقشون رو بگيرن. به خدا حسين درخشان هم مردمه. اينهمه ميشنويم که فلان سازمان دولتي پول پيمانکار خصوصي رو خورد و سر تکون ميديم و فرياد وا مصيبتا سر ميديم. مشکل ما سر شخصه يا نوع برخورد؟
- اگرم که نه، پولي در کار نيست و در راه ميهن و مردمه که يا علي مدد. يه دومين که خرجي نداره. نفري يه سنت ميذاريم يه دومين ميخريم. يه هاستم از برو بچ ميگيريم. يه MT هم بالا ميکنيم و بسم الاه... اين چهار نفر که سرشون به تنشون ميارزه تو اون وبلاگ چند نفره بنويسن.
۵- من اگر جاي روز بودم از اين به بعد بخش فني را به آدمي مي سپردم که قابل اعتماد تر باشد و غير از پول، چيزهاي ديگري را هم در نظر بگيرد.»
به به! من يادم مياد اين حرف رو از يکي از بزرگان نظام هم در اوايل انقلاب شنيده بودم. به جاي چيزهاي ديگر اگه بگذارين «تعهد» و به جاي پول هم اگه بذارين تخصص ديگه اين جمله تکميل ميشه.
|من اگه جاي روز بودن از اين به بعد بخش فني رو به آدمي ميسپردم که متعهد تر باشه و غير از تخصص (که زيادم مهم نيست) تعهد داشته باشه برادر.|
پول به چه درد ميخوره اين پولا رو لابد اين آقاي غير متعهد ميخواد بده پنتيومش رو بکنه شن تيوم يا اينکه پول اينترنت فيلتر نشده شو بده ديگه؟
عليرضا جون، رفيق من، خودتم ميدوني که اين وسط نه چيزي به من ميماسته نه حسين رفيق فابريکمه که بخوام براش يخه پاره کنم. بقيه رو کار ندارم اما از تو انتظار نداشتم. منو ببخش اگه تند رفتم. هرچي ميخواي بهم فحش بده. اما حسين هم مردمه. دموکراسي هم که ميدونم دغدغشو داري واسه اينه که کمتر کسي بتونه حق کسه ديگرو بخوره. من مخلصتم هستم. گردنمو بزن ولي به جون پژمان قسم داري بي انصافي ميکني .(حالا پژمان بيچاره اين ميون چه گناهي کرده؟!!!!)