يادمه زمانيکه هند بودم وقتی با مردم هند چه تحصيل کرده و چه مردم عامی راجع به زمان حکومت انگليسيها در هند صحبت ميکردم وخوب انتظار داشتم که حرفم رو تاييد کنند و کلی از انگليس بد بگن جوابهای متفاوتی دريافت میکردم. مثلا خيلی ها انگليسيها رو هم جز يکی از حکامان هند می دونستند که يه دورهای اومدند و يه خدماتی هم انجام دادند و بعدم دورشون تموم شد و رفتند. حتی خيليها به خاطر خدمات انگليسيها به هند مثل : تدوين قوانين تجارت، کار، قضايي و ... و يا ايجاد راه آهن، دانشگاه، صنايع سنگين و خيلی چيزای ديگه از اونها تعريف هم میکردند. خوب درمقابل خيلی ها هم بودن که انگليس رو شر مطلق ميدونستند. اين مساله باعث شد تا من تو اين زمينه تحقيق بيشتری بکنم و نهايتا نوشته زير رو يکسال پيش نوشتم :
***
در حال حاظر فکر ميکنم لغت استعمار يکي ديگه از اون الفاظيه که به شدت مورد استفاده ابزاريه برخی دولتهای جهان سوم قرار گرفته. باور کنيد اگر انگليسيها هند رو به قول ما استعمار نميکردند هنديها هنوز تو خونه هاشون غذا رو با هيزم گرم ميکردن و به مغزشون هم خطور نميکرد که حتي برق چيه، چه برسه به IT. اگر انگليسيهاي پدر سوخته نفت رو تو ايران کشف نميکردن هنوز اون يک مايع بدبوي سياه و بي مصرف براي ما باقي ميموند. براي اينکه از اون ور پشت بوم نيفتم بهتره بگم حداقل راجع به لغت استعمار بايد خيلي خيلي بيشتر فکر کرد و تحقيق کرد و تاثير کشورهاي - به قول کتاباي تاريخ درسي ما- استعمارگر بر مستعمره هاشون خيلي با اون چيزي که به ما گفته شده و راجع بهش حرف زده ميشه فرق داشته و داره.
***
اما چرا الان دارم عنوانش میکنم :
مجله اکونوميست مقاله ای داره راجع به تاثير امپرياليسم بر کشورهای مستعمره. در اون اشاره ميکنه به سخنرانی دکتر مانموهان سينگ، نخست وزير فعلی هند - که به معماراصلاحات اقتصادی در هند هم معروفه - در دانشگاه آکسفورد . دکتر سينگ در بخشی از سخنرانيش اشاره میکنه به برخی از تاثيرات مثبت استعمار انگليس در زمانی که به هند حکمرانی می کرده.
البته در تاثيرات منفی که استعمار در کشورهای جهان سوم داشته بحث زياد شده. اکونوميست هم در ادامه مقاله اين مساله رو تحليل ميکنه و به چالش میکشه اما سخنرانی دکتر سينگ ديد جديدی به ما ميده تا راجع به مفاهيمی که برای ما تبديل به کليشه شده و بدون تحقيق تکرارشون میکنيم کمی بيشتر تحقيق کنيم.
اما اصولا چرا اين مساله رو من مطرح کردم. برای اينکه میبينم خيلی وقتا حتی روشنفکرای ما زمانيکه به دلايل عقب موندگی ما اشاره ميکنند تاکيد بيش از حدی به تاثير کشورهای خارجی ميکنند که اين مساله خيلی وقتا باعث ميشه تا ما از دلايل اصلی ديگه دور بشيم.
من تاثير منفی کشورهای خارجی رو در عقب مونده نگه داشتن کشور ما در گذشته ها کتمان نميکنم اما واقعيت اينه که کلی دلايل ديگه هم باعث عدم پيشرفت ما بوده که بعضی هاش خيلی از استعمار مهمتره. بهتره وقتی قلبمون درد ميکنه قرص سرما خوردگی نخوريم. اينجوری احتمال بهبودمون خيلی بيشتره.
برخی از اين دلايل رو آقای علی رضا قلی در دو کتاب خودش عنوان کرده.
نظرات (۱۱)
ببین این قضیه نفت و برق رو به نظر من خیلی بد نوشتی! یعنی چی آخه؟ یعنی این ملت وحشی بودن و غربی ها اند باحال و انسان برتر که اومدن وحشی ها رو از وحش دراوردن و متمدن کردن؟ چی شد این غربی ها متمدن شدن راستی؟ چه عواملی باعث می شه که غربی ها بیان استعمار کنن و موفق بشن و الان هم فاصله کشورهای مستعمره و استعمارکننده اینقدر زیاد باشه. خب حتما طبق تحقیقات تو استعمار تاثیرات مثبتی هم داشته (که باز می شه روش بحث کرد که آیا لزوما این چیزا مثبته؟) ولی دیگه اینکه فکر کنی اینا هنوز با هیزم و اینا بودن رو دیگه خیلی تند رفتی. رازی و ابن سینا هم نبودن خیلی اتفاقا ممکن بود نیفته. استعمار نه مه نه؟ این کتاب اورینتالیسم ادوارد سعید رو هم تونستی یه نگاهی بنداز! وبلاگت هم کلی مبارکه!
ارسال شده توسط خورشید | ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۰:۴۵ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۰۰:۴۵
نکته جالبی رو نوشتی. در همین زمینه بهتره بدونی که خیلیها (به خصوص خیلی از اقتصاددونها) علت رشد معجزه وار ژاپن در دو دهه بعد از جنگ جهانی رو ناشی از اصلاحاتی میدونند که در نتیجه اشغال آمریکاییها و اصلاحات قوانین تجارت و مناسبات صنعتی و ساختار و قوانین مالکیت در زمان اشغال ژاپن توسط آمریکاییها انجام شده.
این نکته مهمیه که کشورهای استعمارگر به همراه خودشون تکنولوژی و اصلاحاتی رو (برای خودشون) وارد مستعمره میکنند که بعد رفتنشون (اگر برند!) برای مستعمره خیلی ارزشمنده.
دستت درد نکنه. پست جالبی بود!
ارسال شده توسط روزبه | ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۳:۴۶ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۰۳:۴۶
ده!
لینک منم که اینجاست که! آقا دستت درد نکنه! شرمنده شدیم!
ارسال شده توسط روزبه | ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۳:۴۸ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۰۳:۴۸
سلام
خوشحالم که دوباره می نویسی ،اونروزاوبلاگتو می خوندم تا اینکه امروز دیدم خورشیدخانم نوشته که دوباره می نویسی مهم اینکه برگشتی حتی اگه به قول خودت خیلی با اونروزا فرق داشته باشی و جدی تر بنویسی
ارسال شده توسط آشنا | ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۱۰:۰۵ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۱۰:۰۵
البته بركاتشون كم نبوده.تو همين ايران خودمون تمام صنايع زيربنايي به جا مونده از همون دوران و بدست اوناس.ولي چنتا مطلب باعث ميشه ديده ميزبان نسبت به اين غريبه ها بد باشه.اول اينكه منافعشون باعث كششون شده.يني اول خودشون بعد ما.دوم اينكه مثه يه غريبه ي شهري كه وارد يه روستاي سنتي ميشه چون بسياري چيزا براش حل شده و براي باقي حل نشده نميتونن براحتي بپذيرنش.و اخر اعمالي كه اين غريبه ها انجام مي دادن و اين ديگه بزرگنمايي و دگم انديشي نيست.كمم جنايت نكردن.
ارسال شده توسط مصطفي | ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۱۰:۴۵ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۱۰:۴۵
خوشحالم که دوباره می نویسی.
اما دوتا چيز. يکی اينکه با حرفت در مورد استفاده ابزاری از کلمه استعمار موافقم. حرفت راجع به هند رو هم قبول دارم و خیلی از این دید هندی ها نسبت به استعمار خوشم مياد. راستش من هميشه می گم که ای کاش ايران هم مستعمره شده بود چون در اونصورت، حداقل می تونست غرور استقلال پيدا کردن رو داشته باشه که چيزيه که به هندی ها اجازه می ده 150 سال استعمار رو به چشم يک دوره گذرای تاريخی نگاه کنند. در ايران اما ما همه اثرات منفی استعمار رو تجربه کرديم بدون اينکه بتونيم افتخاری پيدا کنيم برای دستيابی به استقلال.
اما در مورد اينکه اگر استعمار نبود هندی ها هنوز با چوب اجاقشون رو روشن می کردند يا ما نفت رو هنوز يک مايع بدبو می ديديم. اين کمی بی انصافيه و يک اشکال اساسی منطقی داره (Logical Fallacy). اول مشکلش اينه که «پيشرفت صنعتی» رو با «پيشرفت» يکی می بينه و اين خودش تحت تاثير نگاه اجتماعی و اقتصادی اروپاست به پديده انقلاب صنعتی. اما پيشرفت صنعتی اروپا زاييده شرايط اقليمی و جمعيتی و توليدی اروپاست. اروپا قاره ايست با مساحت کم، جمعيت بالا، زمين حاصلخيز، بدون منابع معدنی، و کاملا" محدود توسط درياها و اقيانوس اطلس. اين حقيقتيه که اروپا تا اوايل قرن 18، از نظر اقتصادی يکی از پسرفته ترين نقطه های دنيا بوده و به دليل شرايط اقتصادی و اقليمی خاص خودش تونسته به انقلاب صنعتی دست پيدا کنه. اما ما می دونيم که در بقيه دنيا با شرايط اقليمی متفاوت و احتياجات اقتصادی مختلف، انواع ديگه از پيشرفت هم وجود داشته. حالا اين بحث خيلی طولانيه.
يک مسئله ديگه ای هم که در منطق «اگر ما نبوديم شما هنوز در شرايط قرن 18 زندگی می کرديد» (که فرانسوی ها در مورد الجزاير زياد به کار می برند) هم مسئله «پيشرفت پسرفت» (Development of Underdevelopment) هستش که توسط گوندر فرنک (Andre Gunder Frank) مطرح شده و شديدا" خوندنش رو توصيه می کنم، به علاوه کتابش «تغييرجهت آسيايی» (ReOrient).
ارسال شده توسط Khodadad | ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۱۱:۴۸ قֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۱۱:۴۸
سلام
تا حدودی با حرفات موافقم
البته به این اشاره نکردی که ممکن چند جور استمار وجود داشته باشه،استعمار آشکار و استعمار نهان،به طور کلی استعمار در معنا ظاهر به معنای عام معنی نفوذ و سرکوب رو میده اما استعمار در سال های گذشته پلی بود برای انتقال فرهنگ ها و به قول شما تکنولوژی!یه تشبیه میتونه این باشه رودخانه ای بین تکامل و پیشرفت و جوامع کمتر توسعه یافته فاصله انداخته ،این فاصله مطمئنا کاهش پیدا میکرد چون چه خواسته چه نا خواسته ناگذیر به توسعه یافتگی بودند اما استعمار حالا از هر نوعش میتونست پلی باشه روی اون رودخانه هر چند که هزینه های اون پل خیلی ممکن بود سنگین باشه اما به هر حال نمیشه منکر اثرات مفید این تحفه شد،کما اینکه هیچ چیز بدون عوارض نیست و قبول دارم انداختن تمامی گناهان گردن استعمار یا جدیدا میگن استکبار!!!!شانه خالی کردن از پاسخ دادن هست
ارسال شده توسط zebra | ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۰:۵۲ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۱۲:۵۲
خداد عزيز قبول کن اين بحث خيلی کشداره و اميدوارم که به مرور زمان و بين مطالب وبلاگ بازش کنم.
اما يک نکته رو فکر کنم کم انصافی کردی.
انقلاب صنعتی بيشتر نتيجه عصر روشنگری و رونسانس و بوجود آمدن ديدگاه جديد فلسفيه تا صرفا وضعيت اقليمی. البته خيلی از جامعه شناسا و انسان شناسا انقلاب صنعتی رو همون طور که تو هم اشاره کردی، دوره بعد از غار نشينی و کشاورژی و اضافه شدن جمعيت ميدونن اما خوب نکته اينجاس که بدون پيشرفت علم خصوصا از نوع تجربی و غير الهيش انقلاب صنعتی شايد حالا حالاها بوقوع نمی پيوست.
اما اگه پيشفرض روشنگری و رونسانس رو قبول کنيم و به تاريخ خودمون تو اون دوره يه نگاه مقايسه از نظر گسترش علم بکنيم فکر ميکنی نتيجه ديگه ای بشه گرفت؟
راستی اين BlogRolling فيلتر شده. نتونستم به ليستم اضافت کنم. ببينم چه راه حل ديگه پيدا ميشه.
و مرسی که وقت گذاشتی
ارسال شده توسط alidad | ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۵:۵۱ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۶ آبان ۱۳۸۵ ۱۷:۵۱
عالي است موفق باشيد به من هم سر بزنيد متشكرم
ارسال شده توسط مرتضي كريمي | ۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۹:۳۳ قֽظֽ
ارسال شده در ۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ ۰۹:۳۳
It's a pain in everyone else's butt. Lets just stop discussing this crap, the topic is too questionable.
ارسال شده توسط VoIP Monitor | ۱۸ فروردین ۱۳۸۷ ۹:۵۰ بֽظֽ
ارسال شده در ۱۸ فروردین ۱۳۸۷ ۲۱:۵۰
It's gratifying to see not only that such positive things happen, but that they are being REPORTED.
ارسال شده توسط jonnyboy24 | ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ ۲:۴۷ بֽظֽ
ارسال شده در ۲۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۴:۴۷