« سيرک بزرگ ايسنا : آيا آذربايجان جزو ايران است؟ | صفحه اصلی | جنبش کد باز با سرعت به پيش :جاوا و Flash به جنبش Open Source پيوستند. »

زبان امروز زبان خيال‌انديشي، عرفان‌بافي و آشفته سخن گفتن نيست

به نظر من اين مصاحبه يک مصاحبه تاريخيه. يک اتفاق مهم. هر کسي که دغدغه ايران داره اين مطلب رو نه يک بار، بلکه ده بار بخونه. هر پاراگرافش کلي مطلب جديد داره.
مطلب کامل رو اينجا بخونيد.
مصاحبه روزنامه اعتماد ملي با جواد طباطبايي
[...]
هيچ ملتي را نمي‌توان از ميان برداشت مگر اين كه او عزم خود را جزم كرده باشد كه خود را نابود كند. اگر دو بحث انحطاط و تلقي ما از سنت را در كنار هم بگذاريم مي‌توانيم بگوييم كه عامل خارجي يا يك عامل تنها نمي‌تواند عامل انحطاط باشد، بلكه بر عكس هم چنان كه نظام سنت امري متكثر است، عامل انحطاط نيز امري متكثر است
[...]
روند زوال انديشه خردگرا در ايران كه بويژه با يورش مغولان به طور بازگشت ناپذيري آغاز شد، نظام انديشيدن عقلاني را از ميان برد و تلقي قشري- زاهدانه و غزالي‌ماب از شريعت نيز عاملي بود كه فرهنگ ايران را نظام مفاهيمي كه مي‌بايست چارچوبي براي تحليل تحول تاريخي ايران عرضه مي‌كرد، خالي كرد
[...]
با تثبيت عرفان به عنوان مبناي انديشيدن ايراني و اين كه به تعبير يكي از نويسندگان معاصر، صوفيان به متفكران قوم تبديل شدند، راه سقوط ايران هموار شده بود. حتي پيش از يورش مغولان فلسفه‌اي غير مدني در حوزه‌هاي ايران سيطره پيدا كرده بود. تركيبي از تصوف زاهدانه و شريعت قشري كه غزالي تدوين كرد، جنبه‌هاي مدني فلسفه در ايران را يكسره از ميان برد.
[...]
ما به دانش زمان نياز داريم، من مي‌گويم نه روشنفكري بي‌مسووليت، بلكه دانش زمان، زبان دنياي امروز. روشنفكري در كشوري كه خرد مبناي امور نباشد، لاجرم، جز سياست‌زدگي نخواهد بود، يعني حرف مفت زدن. مردمي كه از روشنايي و خرد بهره‌اي نداشته باشند، روشنفكري آنها جز بر تاريكي‌هاي آنان نخواهد افزود.
[...]
يعني اين همه بحث‌هاي روشنفكران ايراني هيچ آگاهي تازه‌اي نداده به ما؟
نه تنها آگاهي ندادند، بلكه آگاهي كاذبي ايجاد كردند كه جز به ماجراجويي منتهي نمي‌شد. دنياي امروز دنياي زبان معقول است نه شوريدگي.
[...]
زبان عقل را بايد بياموزيم اگر مي‌خواهيم جايي در جهان امروز و سهمي از تمدن آن داشته باشيم. اين زبان، زبان خيال‌انديشي، عرفان‌بافي و آشفته سخن گفتن نيست. زبان دانش و آگاهي است از خود و ديگران
[...]
چه تفاوتي بين بحث دانشگاهي به معناي ايراني و بحث علمي وجود دارد؟
در ايران هنوز دانشگاه وجود ندارد، كه من بگويم من به آن تعلق دارم، حتي اگر دانشگاهي نباشم. همه جاي دنيا عده‌اي در دانشگاه‌ها درس مي‌دهند، عده ديگر بيرون‌نظام دانشگاه‌اند، اما يك نظام دانشگاهي و نظام توليد علم وجود دارد كه حتي كساني نيز كه در بيرون‌دانشگاه قرار دارند، عضوي از آن مجموعه هستند. هنوز در ايران دانشگاه به عنوان نهاد توليد علم به وجود نيامده است، البته، دانشگاهياني وجود دارند، كساني هستند كه كار علمي دقيق مي‌كنند و كرده‌اند.
[...]
به نظر شما چنين وضعيتي روشنفكري يك جور مسكن است كه درد اصلي را پنهان مي‌كند؟
روشنفكري در ايران، به نظر من، به هر حال، بحث قدرت بوده و هست. من اعتقادي ندارم كه در شرايط كنوني مساله اصلي قدرت سياسي باشد. مساله اصلي تبيين شالوده قدرت سياسي و شيوه‌هاي عملكرد آن است. نسبت اين قدرت با اين كشور، تاريخ و شرايط و الزامات زماني اين كشور چيست؟ اين گروه‌هاي روشنفكري- سياسي در مخالفت‌هاي خود چابك‌اند اما برنامه‌اي ندارند. سياست مبتني بر خرد، صرف مخالفت نيست، داشتن تحليل از شرايط جهاني و نيروها و امكانات دروني است. چنين سياستي نتيجه يك توضيح علمي از كشور و امكانات آن است. اين سياست پيكار براي قدرت سياسي نيست، عرضه كردن راهبردي براي دگرگوني‌هاي اساسي در وضع موجود است. روشنفكري ايران مقلد مدهاي غربي است و حرف‌هاي روشنفكري غربي را تكرار مي‌كند
[...]
بالاخره يك فوريت‌هاي سياسي وجود دارد كه نمي‌توان از آن‌ها غفلت كرد. موكول كردن همه چيز به اين بحث‌ها آيا يك جور احاله به محال نيست؟
نه! فكر نمي‌كنم! ايراد اصلي من به همين شيوه برخورد به مسائل است. ما توان بيرون آمدن از نظام فكري - يا بي فكري - روشنفكري سياست‌زده نداريم. هر صحبتي درباره مسائل ايران در نهايت به روشنفكري و چه بايد كرد سياسي منجر مي‌شود. من نمي‌گويم حزب نباشد، گروه‌هاي سياسي نباشند و روشنفكري هم نباشد. فردي يا حزبي كه جامعه مدني را با مدينه النبي اشتباه مي‌كند، يا به جاي جامعه مدني جامعه اخلاقي پيشنهاد مي‌كند، معنايش اين است كه مباحث عمده علم سياست را نمي‌داند و چون نمي‌داند، برنامه‌اي ندارد.
پس به نظر شما اجراي هر پروژه‌اي در ايران موكول به شناخت ايران و لزوما تاريخي است!
[...]
دقيقا! در قلمرويي كه ما سخن مي‌گوييم، هر بحثي تاريخي است. اين يكي از ايرادهاي روشنفكري ماست كه تاريخ نمي‌داند. در ميان اين طرح‌هايي كه اينك به آنها اشاره كردم، همه در حوزه معنويت قرار مي‌گيرد، يعني همه اين بحث‌ها بي تاريخ‌اند. دين‌شناسي، آنچه خود داشت، غربزدگي و... بحث‌هايي غير‌تاريخي‌اند.
[...]
اين اشاره‌هاي آل احمد اما چند خط بيشتر نيست؟
البته! فاجعه كشور بي‌سوادي مثل ما اين است كه چند سطرها و شعارها جا مي‌افتد، نه بحث‌هاي كتاب‌هاي مهم.‌]...[ هنوز هم كتاب‌هايي كه عنوان آن‌ها شعارگونه است بيشتر خواننده دارد. در برخي از اين كتاب‌ها كه اسم نمي‌برم، حتي جمله معقول وجود ندارد. براي اينكه بتوانيم تمامي اين سموم ايدئولوژيك را كه بر اذهان عامه مردم سيطره پيدا كرده از ميان برداريم، بايد به كار علمي اساسي بپردازيم. در ژاپن به جاي بحث درباره بازگشت به خويشتن و آن چه خود داشت، اول اين خويش را توضيح دادند

دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.humanselection.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/30

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در ۲۲ آبان ۱۳۸۵ ۷:۵۲ بֽظֽ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ سيرک بزرگ ايسنا : آيا آذربايجان جزو ايران است؟ بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ جنبش کد باز با سرعت به پيش :جاوا و Flash به جنبش Open Source پيوستند. است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.