قانون اساسی اروپا
در قانون اساسي اروپاي مشترک با 470 ميليون نفر جمعيت و 25 کشور مفهومي مشابه رياست جمهوري اروپا و وزير امور خارجه اروپا پيش بيني شده. اروپاي مشترک در کاملترين حالتش ميشه ايالات متحده اروپا!...
در قانون اساسي اروپاي مشترک با 470 ميليون نفر جمعيت و 25 کشور مفهومي مشابه رياست جمهوري اروپا و وزير امور خارجه اروپا پيش بيني شده. اروپاي مشترک در کاملترين حالتش ميشه ايالات متحده اروپا!...
مصالحه يا سازش ترجمه لغوي عبارت Compromise در انگليسيه. مفهوم اون در فرهنگ غربي اينطوري تشريح ميشه : مصالحه به معني يافتن يک توافق از طريق مذاکره و پذيرش دو طرفه شرايط در زمانيکه عدم تفاهمي وجود دارد مي باشد و معمولا از راه تغيير هدف يا خواست اوليه انجام ميگيرد و به اين وسيله دو طرف يافتن يک نتيجه و توافق نهايي را مهمتر از منافع احتمالي در يک زمينه بخصوص ميدانند. به بيان ديگر، سازش به اين معني است که شما در درخواست خود تجديد نظر مي کنيد و يا آنرا کاهش ميدهيد تا به يک توافق با طرف مقابل خود برسيد.
در فرهنگ غربي سازش يک هنر و فن حساب ميشه و شخصي که در اين زمينه تبحر داشته باشه مناسب براي مذاکره و معامله است.
در نقطه مقابل اون برداشت ما از سازشه. مصالحه و سازش در فرهنگ ايراني مفهوم خاصي داره. در ايران سازش به معني نشون دادن ضعف و يک نقطه منفي در زندگي حساب ميشه و اصولا در فرهنگ ما آدم سازشکار آدمه ضعيفيه که قابل اعتماد نيست و نبايد با اون هرگونه معامله(اعم از تجاري و غير تجاري)، شراکت، مذاکره و مراوده کرد. نهايتا اگر مجبور به اينکار شديد بايد بسيار مراقب باشيد که سرتون کلاه نره و سياستمداري که هنر مصالحه رو بلد باشه از نظر مردم سياست مدار حيله گري و مکاريه که نبايد بهش راي داد. اين رو تا اينجا داشته باشيد.
دکتر حسين بشيريه در کتاب ارزشمندش به نام «موانع توسعه سياسي در ايران» سه عامل اصلي رو مانع رشد و توسعه سياسي در ايران مي دونه :
- تكوين ساخت دولت مطلقه مدرن
- گسترش چند پارگي هاي اجتماعي و فرهنگي
- و تداوم و تقويت فرهنگ سياسي پدر سالارانه
در بخشي از کتاب نوع برداشت حاکمان از سازش رو(که في الواقع از برداشت عمومي مردم از اين موضوع سرچشمه ميگيره) يکي از عوامل تداوم فرهنگ پدرسالارانه مي دونه.
" در ايران،يکي از تبعات نگرش پاتريمونياليستي(پدرسالارانه) همواره تصور مخالفان سياسي به عنوان دشمنان بوده است. از اين رو سياست کردن بيشتر به معني فن از ميدان به در کردن دشمنان ورقبا تلقي شده است تا به عنوان هنر جلب همکاري و سازش."
«موانع توسعه سياسي در ايران» - دکتر حسين بشيريه - انتشارات گام نو- ISBN:964-7387-03-2
نوع برداشت و نتيجتا" دروني شدن مفهوم مصالحه در فرهنگ عمومي غرب، خيلي وقتها منافع عمده براي غربي ها در بر داشته. يکي از مهمترين و معروفترين مثالهاش مورديه به نام «سازش بزرگ» که در زمان نوشتن قانون اساسي آمريکا شکل گرفته.
قضيه از اين قراره که در سال 1787 وقتي که مجمع قانون اساسي درحال طراحي سيستم قانون گذاري(کنگره) در آمريکا بود دو ديگاه اصلي راجع به آينده سيستم سياسي در آمريکا مطرح بوده.
يک گروه که به اسم گروه ويرجينيا معروف بود معتقد بودند که سهم هر ايالت براي نمايندگان در سيستم قانون گذاري بايد به نسبت جمعيت اون ايالت باشه. در طرف ديگه گروهي که به نيوجرسي معروف بودن معتقد بودند که تعداد نمايندگاه از هر ايالت بايد با هم برابر باشه. گروه دوم نگرانيشون اين بود که در صورتيکه نمايندگان مجلس بر مبناي جمعيت هر ايالت انتخاب بشن، ايالت هاي کوچيک تحت تاثير ايالتهاي بزرگ قرار ميگيرند و حرفشون تاثيري در آينده سياسي اونها نخواهد داشت. بايد يادمون باشه که تا اون زمان و بعد از استقلال آمريکا، تمام ايالتهاي آمريکا به صورت خود مختار اداره ميشده و فقط يک کنگره بسيار ضعيف وجود داشته که عملا کاري از دستش بر نميومده. در نتيجه براي ايالتها بسيار سخت بوده که استقلالشون رو از دست بدن و تحت پوشش يک کنگره قوي و مرکزي قرار بگيرند.
به خاطر وجود فرهنگ سازش، راه حلي به نام «سازش بزرگ» مطرح ميشه که در اون هر دونظر به نوعي تامين ميشه. قرار ميشه که دو مجلس قانون گذاري به نام سنا و مجلس نمايندگان تشکيل بشه. در مجلس نمايندگان هر ايالت نسبت به جمعيتش نماينده خواهد داشت و در مجلس سنا هر ايالت بدون در نظر گرفتن جمعيتش دو نماينده در سنا خواهد داشت. که اين دو مجلس روي هم کنگره رو تشکيل خواهند داد.
بقيه ماجرا رو مي تونيد اينجا بخونيد.
اما ميبينيد که دو ديگاه کاملا متضاد (حکومت ملي و خود مختاري ايالتها) با وجود فرهنگ سازش مي تونن باهم جمع بشن و نتيجش هم يک سيستم سياسي ميشه که هنوز با خوبي براي اون کشور داره کار ميکنه.
لينکهاي مفيد:
هنر سازش
خلاصه اي از کتاب «موانع توسعه سياسي در ايران» - دکتر حسين بشيریه
نگاهی به کتاب 'گذار به دموکراسی'
تعريف وبر از فرهنگ پدر سالارانه
تاريخ قانون اساسي آمريکا
قانون اساسي آمريکا
سازش بزرگ
تعريف داناي کل از سازش
اين مقاله قوچاني از خيلي نظرها مقاله جالب و قابل تأمليه. اگر واقعا کروبي منظورش از تاسيس حزب اعتماد ملي و روزنامه همين چيزهايي بوده که قوچاني اشاره ميکنه، واقعا حرکت مهمي انجام شده.
مقاله قوچاني مساله انتخابات و وضعيت حزبي اصلاح طلبان رو از ديد ساختاري و فرماليستي بررسي کرده که در جاي خودش جالبه و به نوعي نشان از نقد اصلاح طلبان از خود داره.
اين مقاله تا جايي که راجع به اصرار کروبي بر تاسيس حزب و روزنامه جدا و نقد اون بر روش اصلاح طلبان از جمله « تحميل يك زاويه نگاه خاص» به همه گروهها و احزاب اصلاح طلب حرف ميزنه جالب و قابل توجهه.
اما اولين اشتباه بزرگ قوچاني از اينجا شروع ميشه :
« شكست اصلاحطلبان از روزي شروع شد كه چهار گرايش مشاركت، كارگزاران، همبستگي و ملي - مذهبي در انتخابات دوره دوم شوراهاي شهر هر يك فهرست جداگانهاي منتشر كردند و آنگاه همين تجربه تلخ را در مجلس هفتم و رياستجمهوري نهم تكرار كردند.
جدا شدن راه اصلاحطلبان به مخالفان آنان اين امكان را داد كه به درون اين ساخت قدرت يكپارچه اصلاحطلبانه رخنه كردند...»
و در جاي ديگه مقاله عنوان ميکنه که :
«ديروز رسما عقد اخوت اصلاحطلبان با حفظ هويتهاي مستقل 5 فراكسيون اصلي: 1- حزب اعتماد ملي 2- حزب كارگزاران سازندگي 3- حزب مشاركت ايران اسلامي 4- سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و 5- مجمع روحانيون مبارز دوباره خوانده شد. ...
. ولي نتيجه عملي ائتلاف بازيابي گوهر گمشده اتحاد بود كه دقيقا چهار سال قبل(1381) در دومين دوره انتخابات شوراها گسسته شد.»
به نظر من يک تضاد بزرگ در اين ميان وجود داره. اونجايي که از قول کروبي به درستي اشاره ميشه که « تحميل يك زاويه نگاه خاص» به همه گروههاي اصلاح طلب کار اشتباهي بوده، حرف کاملا درستي عنوان ميشه.
اگه نگاهي به ليست به اصطلاح عقد اخوت!!! اصلاح طلبان بندازيم توش از چپ هاي ايدئولوژيست و راديکالي مثل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي تا تکنوکراتهاي عملگرايي مثل کارگزاران سازندگي وجود داره. که اين مساله کاملا در تضاد با تحميل نکردن يک زاويه نگاه خاص و تعدد مراكز تحليله.
اينجا اصلاح طلبان دارن دقيقا همون کاري رو ميکنن که در زمان مجلس قبلي کردن. اصرار بر همگرا کردن نيروهايي که جهتهاي حرکت متفاوتي دارند.
اينکه احزاب مختلف براي رسيدن به قدرت باهم اعتلاف کنند در دنيا چيز عجيبي نيست. مثلا خيلي وقتها سوسياليستها با سبزها اعتلاف ميکنند. يا مثلا اعتماد ملي ميتونه به صورت جدا با کارگزاران اعتلاف کنه و يا اصولا جهت حرکتش رو بر مبناي اعتلاف با حزب مشارکت قرار بده. اما کنار هم قرار دادن اين پنج حزب نشون دهنده اين ميتونه باشه که في الواقع اين حزبها هنوز گفتمان مشخص و يک ديدگاه سياسي خاصي براي احزابشون ندارن.
اما به نظر من بزرگترين اشکال اين مقاله اينه که دليل شکست اصلاح طلبا رو جدايي گرايشهاي مختلف و رخنه کردن مخالفان به درون اين ساخت قدرت يكپارچه اصلاحطلبانه ميدونه. تا وقتي که اصلاح طلبا سعي کنند که مبناي تفکر خودشون رو شتر گاو پلنگي بدونن اين جداييها ادامه خواهد داشت و اين پيمان اخوتها! همچنان از هم خواهد گسيخت. ( استفاده از اين اصطلاح در قرن بيست و يکم و دوران علمي شدن علوم سياسي اونهم از زبان شخصي مثل قوچاني واقعا تاسف باره)
گرچه برخي از دلايل عنوان شده ميتونه جزو دلايل شکست اصلاح طلبان باشه اما تحليلهايي اينچنيني به راحتي يکي از مهمترين ذينفعان رو که مردم هستند در تحليلهاش دخيل نميکنه. بزرگترين دليل اصلي شکست اصلاح طلبان نداشتن شناخت درست از ساختار جامعه ايران و اصرار بر تحميل نظراتشون بر همين مردم بوده. اصلاح طلبان خيلي محکم براي خودشون جايگاه و وزن مرجعيت قائلند و فکر ميکنند به اين دليل هر ديدگاهي دارند-حتي اگر درست- مردم هم دقيقا مثل اونا فکر ميکنند. به نظر من گوهر گمشده اصلاح طلبها شناخت بهتر مردم و تبيين محکمترو شفاف تئوريهاشونه(حتي اگه باعث بشه فقط ۳ مليون راي بيارن).
متاسفانه اصلاح طلبا هنوز نفهميدن که در دوم خرداد بغير از اون ۳ ميليون نفري که تو انتخابات قبلي به معين راي دادن و اون ۲و۳ میليون نفري که به معين راي ندادن و در انتخابات شرکت نکردند، اون ۲۰ و خورده اي ميليون نفر يا به سيد بودن محمد خاتمي و يا به خاطر عداوت با ناطق راي دادن تا تئوريهاي به اصطلاح اصلاح طلبانش.
در آخر ميخوام بدونم، اين پيمان اخوت با پيمان اخوت قبلي اصلاح طلبان در دوم خرداد و مجلس قبلي که اونها رو به اينجا رسوند چه فرقي داره؟
به نظرم يکي از کاملترين وجامعترين تحليلها راجع به مساله انتخابات رو تو اين نوشته هاي عبدي مي تونيد بخونيد.
انتخابات پيش رو
در باره انتخابات(کامنتها و پاسخها)
برنامه عملياتي مقدم بر شرکت در انتخابات (نگاه مهمان)
من حرفي بيشتر از اينها براي گفتن ندارم، فقط اين چنتا سوال رو ميتونم اضافه کنم.
۱- اگر اصلاح طلبها حاضر بشن براي پيروزي در انتخابات با مثلا اصول گراها عهد اخوت ببندند و يا ليست مشترک بدن آيا هنوز بايد به اونها(به عنوان اصلاح طلب و نه صرفا حزبی که میخواد قدرت رو به دست بگيره) راي داد؟
۲- به نظر شما براي ايجاد تغييرات مورد نظر اصلاح طلبا و تاثير گذاريشون در آينده، انتخابات شوارها مهمتره يا خبرگان؟
۳- آيا نفس انتخابات و راي دادن در هر شرايطي يه عمل اصلاح طلبانه است ؟
۴- اگر حزبي همه رو تشويق به شرکت در انتخابات به عنوان يک عمل دموکراتيک جهت رقم زدن آيندشون کنه اما در انتخابات خبرگان رسما اعلام کنه که با وجود ساختارهاي موجود امکان رقابت وجود نداره و شرکت نميکنه نبايد پرسيد که دليل حضور شما درانتخابات ديگه که خيلی هم کم اهميت تره(در هر شرايطی) چيه ؟
۵- اگر اصلاح طلبا با حزبي که «هاشمي شاهرودي»، «واعظ طبسي»، «رازيني» و... رو که در ليست کانديداهاشون براي خبرگان معرفي کردن(اعتماد ملي) اعتلاف کنند، اين سوال پيش نمياد که شما که حضور همين افراد رو مانع اصلاحات و عامل تعطيلي روزنامه ها ميدونستيد چطور با حزبي اعتلاف ميکنيد که اين افراد رو به عنوان کانديداي خبرگان معرفي کرده؟ ...
اگر ديدين که يک سياست مدار تو جهان سوم، شروع کرد به اصلاح سيستم آموزشي(منظور عوض کردن مديرها و نتيجتا" نفي سيستم قديم و اختراح خلق الساعه يک سيستم جديد نيست) به حسن نيتش شک نکنيد.
به نظر من يه اشتباه بزرگ اونايي که دغدغه وطن دارن و روش درست رو اصلاحات ميدونن اينه که اصلاحات رو به مثلا اصلاح طلبا سنجاق کردن.
البته مثلا اصلاح طلبا هم دارن زور ميزنن که اينجوري نشون بدن! اگه اصلاح طلبا نباشن ديگه اصلاحات وجود نداره که اصلا همچين چيزي نيست.
اين مطلب رو ببينيد:
آفتاب: ماشاالله شمس الواعظين، راي دادن را جزء «حقوق مردم ميداند((دستشون درد نکنه! لطف دارن.)) که بايد به آن عمل کنند» چرا که در غير اين صورت برخي به جاي آنان تصميم ميگيرند و هر کاري که دلشان خواست را انجام ميدهند.
پدر جان! براي بچه داري حرف ميزني؟ يا شايد فکر کرديد سر کلاس معارف هستيد؟
اين چه حقيه که بايد بهش عمل بشه؟
البته منظورشون از عمل کردن هم اينه که به تيم ما راي بدين! و اگه کسي به مخالف راي بده لابد از رو ناداني اينکارو کرده!
شما داري براي مردم تصميم ميگيري که نکنه يه وقت ديگران براشون تصميم بگيرند! اين آقاي شمس خودش هم اصلا ميدونه داره چي ميگه؟
به نظر شما انتخابات دوره بعدی برای رياست جمهوری ايران چگونه برگزار ميشه؟
برنامه انتخاباتی احزاب مختلف چيه؟
اصلا هيچ گروهی برنامه ای داره؟
يه پيشنهاد دارم براي انتخابات رياست جمهوري بعدي ايران
يه آدم با حوصله اگه پيدا بشه براي اينکار هم دنيا رو داره و هم آخرت رو.
ايده کلي اينه. انتظار شما از رئيس جمهور بعدي ايران چيه.
براي اينکه کار به نتيجه برسه يک سري قانون بايد بگذاريم. مدتهاست که ما کارمون ايراد گرفتن و اعتراض کردنه. اين حرفه معروف سحابي يا شايد هم يه شخص ديگه هم که گفته مردم ايران ميدونن چي نميخوان ولي تميدونن چي ميخوان ديگه واقعا کليشه شده. اما خوب هنوز صادقه.
پيشنهاد من اينه.
يه وبلاگ راه بندازيم که توش اشخاص بتونن انتظاراتشون رو از رئيس جمهور آينده عنوان کنن.
1- نظرات بايد صرفا بيان کننده يک ايده يا درخواست باشه و تو عنوان کردن نظرات هيچ کانديداي خاصي نه مستقيم و نه غير مستقيم مورد اشاره نبايد واقع بشه.
2- همه تو بيان خواسته هاشون آزادن.
3- اولين نفري که يه نظر رو اعلام کرد بقيه ميتونن در همون مورد نظراتشون رو اعلام کنن.
4- هر نظري يک سري طبقه بندي عمومي داره مثل : اقتصاد، فرهنگ، سياست خارجي، سياست داخلي، آموزش و پرورش، رفاه عمومي، ... که ميشه اين طبقه بندي هاي کلي رو بيشتر روش کار کرد.
هر طبقه بندي هم يک سري Tag داره. مثلا اقتصاد ميتونه اين Tag ها رو داشته باشه : توليد داخلي، نرخ بهره، مدل اقتصادي، تورم، وام بانکي، فضاي کار آفريني، حقوق کارمندان دولت، حد اقل حقوق کارگران .. و يا مثلا سياست : فعاليت احزاب، رابطه دولت و مجلس، آزادي مطبوعات، جامعه مدني، فعاليت سازمان هاي غير دولتي، مشارکت مردمي،...
5- هر نظري که بيان ميشه، افراد مختلف با يه ابزاري مثله مثلا" Balatarin ميتونن به نظر راي بدن. نظراتي که بيشترين راي رو بياره تو صفحه اول قرار ميگيره. اما همه نظرات قابل ديدنه.
6- 10 تا از نظراتي که بيان شده هميشه به صورت تصادفي تو صفحه اول قرار ميگيره که همه نظرا بتونن امکان ديده شدن داشته باشن.
7- همچنين هر طبقه بندي کلي نظراتي که بالاترين راي هاي رو داره بالاي صفحه قرار ميگيره و يک Cloud از Tag ها ي مرتبط تو اون صفحه قرار ميگيره. نويسنده هر انتظار که عنوان ميشه Tag هاي مربوط به اون انتظار رو به نوشته اضافه ميکنه.
8- توي صفحه مربوط به هر طبقه بندي ، بغير از نشون دادن نظرات به توجه به راي هاي داده شده و همچنين نمايش 10 تا از آخرين نظرات، 10 نظر تصادفي مرتبط به اون موضوع به يه جايي از صفحه هميشه نمايش داده ميشه.
9- تنها محدوديت براي عنوان کردن نظرات فحاشي، بي احترامي به اشخاص و جمعيت هاو بي احترامي به مذاهب و يا هر نوع ايدئولوژي يا اعتقاده که در صورتيکه تو يکي از نظرات اين مورد ديده بشه سريعا" نظر پاک ميشه و اگه شخص فرستنده اصرار به فرستادن نظرش به همون صورت بکنه، بعد از 3 بار تلاش دسترسيش قطع ميشه. هيچ محدوديت ديگه وجود نداره و اشخاص راجع به هر موضوعي هر چقدر هم که عجيب و يا دست نيافتي باشه ميتونن اظهار نظر کنن
10- هر نظر ميتونه کامنت دوني داشته باشه که قانون شماره 9 در مورد نظرات هم اعمال ميشه.
11- ظرف يک مدت مشخص، مثلا" يک ماه مونده به انتخابات، 5 تا نظري که تو هر زمينه بالاترين راي رو آورده انتخاب ميشه تا حالا افراد، اعلام کنند که به نظرشون رئيس جمهور آينده چطور ميتونه اين خواسته رو برآورده کنه. يعني براي هر نظر يک سري راه حلي عملي مطرح ميشه.
12- در مدتي که بند 11 داره اجرا ميشه، هنوز افراد ميتونن خواسته هاي جديدي مطرح کنند و به راي بگذارند
13- هر خواسته و يا راه حلي يه لينک ثابت داره و يک لينک داره به يک کد HTML يا JavaScript که هر شخصي که وبلاگ داره ميتونه نظر خودش و يا نظر يا راه حل کسي رو که به ايدش نزديک تره رو به راحتي تو وبلاگش بذاره.
14- هر خواسته يا نظر فقط ميتونه يه تعداد محدودي لغت داشته باشه که آدما رو مجبور کنه خلاقانه فکر کنند. مثلا هر نظر ميتونه حد اکثر 200کلمه باشه و هر راه حل حداکثر 300 کلمه.
15- هرکسی که خواست این ایده رو عملی کنه، میتونه از یک سری داوطلب به عنوان کمک سردبیر برای تایید یا رد نظرات استفاده کنه.
به نظرم اگه به جاي اينکه به محدوديتها و يا آدمها فکر کنيم، به اين فکر کنيم که واقعا انتظار ما از رئيس جمهور ايران چيه فارغ از اينکه اون شخص چه کسيه و يا حتي چه محدوديتهايي در پيش رو داره ميتونيم نظراتمون رو بدون توجه به اينکه چه کسي رئيس جمهور بشه به اين شخص برسونيم.
توجه : من فقط پيشنهاد دهنده اين ايده هستم و هر کسي که دوست داشته باشه ميتوني اون رو پياده کنه. ماليکت اين يده متعلق به همه است و من از زمانيکه اين مطلب رو در وبلاگم منتشر ميکنم مالکيتي نسبت به اين ايده ندارم و هرگونه مسئوليتي رو در اين زمينه از خودم سلب ميکنم.
اگر کسي اين نظر رو عملي کرد و بندهاي پيشنهادي من رو اعمال کرد يا نکرد، يا به نظري يا شخصي يا اعتقادي توهين کرد، من هيچ مسئوليتي در اين زمينه ندارم و اين نوشته صرفا يه پيشنهاد بوده که کليه مسئوليتش به عهده شخص يا کسانيه که اون رو پياده ميکنند.
لطفا" انتظاراتتون رو از رئيس جمهور آينده به عنوان کامنت اينجا و يا هر جايي در اين وبلاگ نگذاريد. من اين کامنتهارو سريعا پاک خواهم کرد.
در صورتيکه راجه به اين ايده نظري دارين ميتونين به عنوان کامنت عنوان کنيد.
اگر شخصي اعلام کرد که اين کار رو ميخواد عملي کنه، به عنوان کامنت به من اين نوشته اضافه کنه.
در صورتيکه من احساس کنم کسي ميخواد از اين ابزار سو استفاده کنه من خودم رو مختار ميدونم که نظرش رو پاک کنم. پس لطفا خودتون رعايت کنيد.
این صفحه حاوی آرشیوی از تمام نوشته هایی که به دسته سياست ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.
دسته بعدی زندگی روزمرّه است.
دسته قبلی سايبر اسپيس می باشد.
در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.