خصوصيات روزنامه نگاري الکترونيکي چيست؟
[…]
خصوصيات روزنامه نگاري الکترونيکي چيست؟
1- روزنامه نگاري تعاملي يا interactive است.
2- E-journalism با سرعت نور و مثل امواج راديويي و تلويزيوني اخبار را در سراسر جهان پخش مي کند.
3- E-journalism به خوانندگان اجازه مي دهد که مطالب بيشتري را در رابطه با يک موضوع به خصوص از طريق لينک هاي مرتبط با اخبار دريافت کنند.
4-E-journalism اين امکان را فراهم مي کند که خوانندگان از طريق شبکه جهاني اينترنت بتوانند اخبار را مقايسه و از ديدگاه هاي گوناگون مشاهده کنند.
5- در دنيايE-journalism تحريف و دروغ پردازي بسيار دشوارتر از دوران ژورناليسم مکتوب است.
6- در فضاي سايبر هرکسي مي تواند خبرنگاري کند و مشاهدات خودش را با ديگران درميان بگذارد.
7- در فضاي سايبر هرکسي که با کامپيوتر تکنولوژي آشنا باشد مي تواند سايبر ژورناليست بشود.
8-E-journalism فاصله زماني در رابطه با چاپ و انتشار و جغرافيا از ميان برداشته است.
9- در سايبرژورناليسم مي توان به راحتي اطلاعات گوناگون را جست وجو کرد .
[…]
ادامه مصاحبه :
مصاحبه روزنامه اعتماد با پروفسور يحيي کمالي پور
رئيس بخش ارتباطات و هنرهاي خلاق دانشگاه پوردو
سردبير نشريه بين المللي رسانه ها global media journal
من از وقتي برگشتم ايران خيلي کم روزنامه ميخونم. دليلش هم واضحه. بيشتر خبرها و تحليلهاي روزنامه ها يا اونقدر توش خود سانسوري داره که ديگه ارزش خبري نداره يا با عرض معذرت آبدوخياريه! درست مثل جريان سيرک آذربايجان.
اگر هم گاهي پيش بياد بخونم فقط به دليل اينکه يا از يه آدمي که مورد علاقمه مقاله نوشته توش يا مصاحبه کرده با يه آدم درست و حسابي.
البته روزنامه های دنياي اقتصاد و سرمايه رو هر موقع فرصت داشته باشم ميخونم. هفته نامه عصر ارتباط هم گه گاهي ميخونم چون تو يه دورهاي به کارم مربوط ميشد.
بيشتر وقتي که براي مطالعه گذاشتم رو يا کتاب ميخونم يا تواينترنت ميگردم. به طور سنتي يه تعدادي وبلاگ هم هست که يا نويسنده هاشون رو ميشناسم مستقيم - و درنتيجه نوشته ها و زندگي روزمرشون برام مهمه- يا خود وبلاگ و نوشته هاش رو دوست دارم. خوب اون وبلاگها هم اونائيه که تو ليست وبلاگها مورد علاقه هست. البته چند وبلاگ جديد هم اضافه شده به ليستم که چون بلاگرولينگ فيلتر شده فعلا نميتونم به ليست وبلاگهاي مورد علاقه اضافه کنم و مستقيم مي خونمشون.
تو ليست وبلاگهاي مورد علاقه من يک سري وبلاگ هست که من طرز فکرم شايد ۱۸۰ درجه با نويسنده هاش فرق داره – حتي بعضيهاشون سايه منو با تير ميزنن- و با خيلي نظراتشون موافق نيستم ولي نوشته هاشون رو دوست دارم چون استدلالهاشون درست و حسابيه و يا راجع به مسائلي مينويسند که من هم علاقه دارم. حتي اکه ديدگاهشون با من فرق داشته باشه، باعث ميشه تا من از ابعاد ديگه مساله هم بتونم به موضوعات مورد علاقم نگاه کنم.
خلاصه همه اينا رو گفتم که بگم من ديروز براي اينکه بدونم بالاخره جريان انتخابات به کجا رسيد، مي خواستم روزنامه اعتماد ملي بخرم که اتفاقي و به اشتباه روزنامه اعتماد رو خريدم. (و ضمنا روزنامه اعتماد ملي هم تموم شده بود!)
وقتي اومدم خونه يه مصاحبه جالب که همين بالا يه بخشاييش رو نوشتم رو ديدم و خوشم اومد.
اما چرا اين مصاحبه برام جالب بود. راستش من تا قبل از اينکه از ايران برم، اصولا با هرچي اصول و چهارچوبه مخالف بودم. الانم فکر ميکنم که اصولا آدم اگه ميتونه نبايد خودش رو تو چهارچوب محدود کنه اما مساله اينجاست، تا شما چهارچوب رو نشناسي، از همه ظرفيتهاش استفاده نکني، تو اون چهارچوب پروفشنال نشي و تو اون حيطه حرکت نکني نميتوني خارج از چهارچوب فکر کني و عمل کني. نتيجه اينه که آدم اگه بخواد بدون شناخت چهارچوبها، خارج از چهارچوب فکر کنه ميشه همين هچل هفتي که تو مباحث ما هست. راجع به اقتصاد حرف ميزني، جواب روانشناسي بهت ميدن. راجع به مديريت حرف ميزني، جواب ديني و مذهبي بهت ميدن. راجع به رشد سرمايه گذاري و بهره بانکي حرف ميزني، از رابطه مستظعف و مستکبر جواب ميدن.
خلاصه...
به نظرم يکي از بزرگترين اشکال مباحث تاکسيگونه ما اينه که ماراجع به چيزايي استدلال ميکنيم که هنوز تعريف درستشون رو نميدونيم. براي همين هم هرحرف بي ربطي که به نظرمون جالب بياد رو ميچسبونيم به موضوع بدون اينکه در نظر بگيريم حرفي که ميزنيم اصلا تو چهارچوب و تعريف بحث نميگنجه.
مصاحبه اي که من لينکش رو دادم از اين بابت برام جالب بود چون يه آدم معتبر و درست و حسابي که کارش همينه، اومده و يه چهارچوب نسبتا جالب و قابل استفاده راجع به روزنامه نگاري الکترونيک ارائه داده.
خوب اگه ما بتونيم اين چهارچوب رو به عنوان يه استاندارد بپذيريم و حالا يکي دوتا بندش رو بالا پايين کنيم، اتفاق خوبي که خواهد افتاد اينه که تو مباحث مرتبط با روزنامه نگاري الکترونيک حداقل قلمرو يا به قول فرنگيها Scope کار مشخصه و ديگه لازم نيست دوباره صد سال بحث الکي کنيم که اصلا معني اين لغت يعني چي، بلکه ميتونيم روي کاربردهاش فکر کنيم و فسفر بسوزونيم.