صفحه اصلی

به سبک يه گاز سيب سرخ آرشیو

۲۶ آبان ۱۳۸۵

انتخاب انسانی به سبک يه گاز سيب سرخ

حالا که به نوشته هاي اين مدت نگاه ميکنم ميبينم چقدر با اون دوره که يه گاز سيب سرخي بودم فرق کرده.اون بخش از وجودم رو هنوزم دوست دارم. گرچه حالا ديگه يه آدم ديگه شدم. اماهنوز اون بخش از وجودم فعاله. در هر حال. بعضي از نوشته هام رو به سبک يه گاز سيب سرخ خواهم نوشت. اون نوشته ها تو قسمت «به سبک يه گاز سيب سرخ» آرشيو ميشه. ودر تيتر نوشته هم منعکس ميشه.

يه سفر کاری يه هفته‌ای هم دارم ميرم. تو اين مدت اگه تونستم آپديت می‌کنم.

به سبک يه گاز سيب سرخ: تضادهای انسانی

چيزي که بايد بهش عادت کنيم زندگي در تضاده. زندگي در عالم نامعلوم ها. حتي وجود خود ما هم پره از تضاد. اگه اين تضادها رو بشناسيم خيلي بهتر ميتونيم خودمون رو بپذيريم و دوست داشته باشيم. دليل نداره که يک انسان بخواد خودش رو به خاطر تضادهاش ملامت کنه.

۲۴ آذر ۱۳۸۵

به سبک يه گاز سيب سرخ: محکوم به مرگ به عفو زندست، کور به بينا شدن

همه ميدونن و نياکان ما و عقلا هم گفتن که صد البته اميد چيز خوبيه! اما اگه تومور مغزی داريد و برای درمان استامينفن ميخورين چون هربار که ميخورين دردتون کم ميشه، خوب خوشحال باشين.

هر آدم عاقلي ميدونه که آدم درد نداشته باشه خوبه، اما اگه درد نداشتن باعث شده تومورشو فراموش کنه چي؟ هيچي! تومور اينقدر بزرگ ميشه که ديگه با عمل جراحي هم نميشه درستش کرد چه برسه به سلمونی.
حالا شما هي بيا به اين بدن استامينوفن تزريق کن. بيا دماغش رو جراحي کن، بيا موهاشو اصلاح کن.
از اونطرف چون آدم تومور داره دليل نميشه که موهاشو اصلاح نکنه! ميشه؟

خيليا ميگن بهتره آدم موهاشو اصلاح کنه و تومور داشته باشه تا تومور داشته باشه و موهاشو اصلاح نکنه!
اگه آدم يه جو عقل داشته باشه، در برابر اين استدلال قوي واقعا نميتونه مقاومت کنه، می‌تونه؟

شعار هفته: ای جاهلان! اگر سلمانی نرفتيد و مرديد بدانيد که خود کرده را تدبير نيست.

۲۶ آذر ۱۳۸۵

به سبک يه گاز سيب سرخ: تفاوت اصلاح طلبی و اصلاح طلبان فعلی

به نظر من يه اشتباه بزرگ اونايي که دغدغه وطن دارن و روش درست رو اصلاحات ميدونن اينه که اصلاحات رو به مثلا اصلاح طلبا سنجاق کردن.
البته مثلا اصلاح طلبا هم دارن زور ميزنن که اينجوري نشون بدن! اگه اصلاح طلبا نباشن ديگه اصلاحات وجود نداره که اصلا همچين چيزي نيست.

اين مطلب رو ببينيد:
آفتاب: ماشاالله شمس الواعظين، راي دادن را جزء «حقوق مردم مي‌داند((دستشون درد نکنه! لطف دارن.)) که بايد به آن عمل کنند» چرا که در غير اين صورت برخي به جاي آنان تصميم مي‌گيرند و هر کاري که دلشان خواست را انجام مي‌دهند.

پدر جان! براي بچه داري حرف ميزني؟ يا شايد فکر کرديد سر کلاس معارف هستيد؟
اين چه حقيه که بايد بهش عمل بشه؟
البته منظورشون از عمل کردن هم اينه که به تيم ما راي بدين! و اگه کسي به مخالف راي بده لابد از رو ناداني اينکارو کرده!
شما داري براي مردم تصميم مي‌گيري که نکنه يه وقت ديگران براشون تصميم بگيرند! اين آقاي شمس خودش هم اصلا ميدونه داره چي ميگه؟

۶ آذر ۱۳۸۶

به سبک سلمان

یک ايده عادی به همراه یک تيم عالی بهتره از یک ایده عالی با یک تيم عادی
[..]
Let me be honest, investors bet on two legged animals. A "B-" idea with a "A+" team is a better bet than a "B-" team with an A+" idea.
[..]
از بخش سين جيم وبسایت YoubetheVC


۱۹ آذر ۱۳۸۶

مينی باگ ديباگ!

داشتم وبلاگ سلمان رو ميخوندم که افتدام تو وبلاگ بلوط.

ميني باگ زندگي در مهاجرت.

از بلوط:

"گفتم مي ترسم يواش يواش تبديل به "حسن آقا" و" صغرا" خانم بشويم حالا يک کمي مدرن تر. مثلا وقتي ديديم لايه هاي شکممان درميايند به" جيم" برويم. يا مثلا به جاي قورمه سبزي و کباب" آلفردو پاستا" بخوريم با" اکسترا ويرجين آليو اويل"! ... (متن کامل)

بعد از خوندن نوشته بلوط، کلي حسه همدردي و خود حسن آقا بيني بهم دست داد!... کامنتهاي آدما برام جالب بود! همه انگار همين گير رو داشتن!
اما خدا ترين کامنتي که ديدم، اين بود :

مي خواي درگير روتين زندگي صغرا خانم نباشي؟ کاري نداره که درست تموم شد برو سوپر اين تندنت يه ساختمون بشو پي اچ دي رو قاب کن بزن ديوار آسانسورش ...کف خونت روسيمان سياه بکن ،صبحونه نخور شام برو خرگوش شکار کن .تو يدونه از اين ون هاي مسافرتي زندگي کن.ايران خواستي بري نوروز ومهرگان نرو بذار شهريور ماه بروبگو به ياد دوران خوش امتحانات تجديدي دارم ميرم از ايران پسته و ترمه نيار به جاش کريستال ايتاليايي وردار بيار و از آمريکا واسه ايرانيا زعفرون و زرشک سوغات ببر و زمستونا برو آلاسکا مسافرت تابستونا برواستوا به جاي جيم هم هر روز بعد از ظهر مثلا برو به يه مطب دندون پزشکي همين جوري يه سري بزن ...ديدي چه راحته اصلن هم نسخه مدرن صغي نميشي :ي
(لينک به کامنت)


اميدوارم کسي که اين مطلب رو نوشته وبلاگ داشته باشه! اين آدم يه طنز نويس فوق العاده است. از اونم بالاتر، يه طنز نويس فوق العاده است.

يادمه زمان بي بي اس هاي باحال و تاريک، يه بابايي يه متني که از اينرنت کاملا متنيه! دانشگاهشون دانلود کرده بود! شايدم براش ايميل کرده بودن، فرستاده بود که موضوعش اين بود:
برداشت آدما از يه ليوانه نصفه شير چيه؟

بچه مثبت : نصف ليوان پره از شير
بچه منفي : نصفه ليوان از شير خاليه
...

سي آي اي : چي باعث شد فکر کني که اين شيره؟
سفسطه باز: تا تعريف شما از شير چی باشه.
...
مهندس : چطور ميشه يک ليوان شير رو نصفه پر کرد
مدير: چرا اين ليوان شير اينجاست
اقتصاد دان: عرضه و تقاضای شیر در این نقطه به تعادل رسیده
...

و خلاصه از وکيل گرفته تا برنامه نويس کامپيوتر و بيل گيتس و هر آدم يا سازماني که بگي يه نظري ميدن، اما باحالترينشون که این کامنت باحاله منو یادش انداخت این بود..

يک ايراني : ليوان رو برميداره و ميگه به سلامتي! ميره بالا.

۴ اردیبهشت ۱۳۸۷

روابط انسانی / سوء برداشت ۱ / عشق براي ادامه يه رابطه يا زندگي مشترک کافيه

رابطه انساني خصوصا اگه رابطه عاطفي و احساسي هم باشه نياز به کار خيلي زيادي داره. واقعا اينطوري نيست که دو نفر رو که همديگرو دوست دارن بندازن تو يه ظرف و هم بزنن بعدش از توش يه رابطه خوب به دست بياد.

يکي از بزرگترين سوء برداشتهايي که تو يه رابطه دو نفره پيش مياد و خيلي ها هم دچارش ميشن اينه:

اگه دو نفر عاشق هم باشند، پس رابطه[1] خيلي خوبي هم مي تونن باهم برقرار کنند يا عشق براي ادامه يه رابطه يا زندگي مشترک کافيه.

اين به نظر من يکي از بزرگترين سوء تفاهمهائيه که باعث ميشه خيلي از روابط به سرانجام نرسه. اکثر آدما فکر ميکنن همينکه همديگرو دوست دارن براي ادامه رابطه کافيه و وقتي که ميبينن رابطه اونطوري که فکر ميکردن نبوده، سرخورده ميشن و احساس ميکنن تو عشق شکست خوردن و يا اشتباه کردن!
البته منظور اين نيست که همه روابط عشقي بايد به يه رابطه خيلي خوب و دنباله دار ختم بشه. اما اگر قرار باشه يه رابطه ادامه پيدا کنه و هر دو نفر بخوان توش به عنوان یه ارتباط طولانی مدت سرمايه گذاري کنن، بايد خيلي روش کار کنن. یکی از مهمترين قدمها تو يه رابطه دونفره برقرار کردن ارتباط دو طرفه از نوع کلامی و ايجاد امنيت تو رابطه است.


رابطه مشترک مثله شومينه چوبی ميمونه. اولش که روشن ميشه داغت ميکنه، مي سوزونتت، اما يه مدت که گذشت، شروع ميکنه به دود کردن. بايد فوتش کني و هر دو طرف بهش سوخت اضافه کنن وگرنه همون آتيشي که ميسوزوندتوند، اشکتون رو در مياره.

براي برقرار کردن يه ارتباط خوب اين راهها وجود داره:

- اولين قدم براي رسيدن به اين هدف، ايجاد لغتنامه (ديکشنري) مشترک بين دون نفره. بديهيه که دو نفر که يک رابطه رو شروع ميکنن هر کدوم شخصيت هاي متفاوتي دارن و براي خودشون يک انسان منحصر به فردي هستند. اگر اين مساله رو به عنوان يک اصل بپذيريم، بايد قبول کنيم که هر کدوم فرهنگ لغات خودشون رو دارن که خيلي وقتا باعث ميشه برداشتهاشون از يک لغت، رفتار و حتي حرکت مشترک متفاوت باشه. همين مساله که در واقع باعث سوءتفاهم میشه، خيلي اوقات باعث تبدیل به مشکلی واقعي ميشه.
يه مثال خيلي ساده ميزنم، ممکنه شما تو خانواده اي بزرگ شدين که با برادر يا خواهرتون خيلي راحت و صميمي هستين. مثلا" عبارت "برو بابا" رو خيلي تو حرفاي روزمرتون به کار ميبرين. وقتي وارد يه رابطه جديد ميشين، کافيه طرف مقابل براي تعارف و يا ابراز پشيماني حرفي رو به شما بزنه که شما در جواب بگين "برو بابا". براي کسي که تو خانواده اي بزرگ شده که روابط خيلي تعريف شده است، ممکنه اين عبارت خيلي سنگين بياد و بهش بر بخوره.

اما چطوري ميشه لغتنامه همديگرو شناخت و يه لغتنامه مشترک درست کرد؟ يکي از راههاش صحب کردن و پرسيدنه. بايد دو نفري که مي خوان يه رابطه رو ادامه بدن و طولاني مدتش کنن، دائم باهم حرف بزنن، به حرفهاي همديگه توجه کنن و تعارف رو کنار بگذارن و از هم سوال بپرسن. هر وقت هر کدوم چيزي ناراحتشون کردن، تو يه موقع مناسب دغدغشون رو مطرح کنن. اين کار کار ساده اي نيست اما براي برقراري يه رابطه طولاني مدت ضروريه.

يادمون باشه عشق براي تشکيل و ادامه يه رابطه مشترک لازمه ولي کافي نيست.


[1]رابطه در اينجا به جاي Communication استفاده شده.

۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷

سنت شکنی

به طور سنتی از آدمهای خیلی مطمئن خوشم نمیام. از آدمهایی که خیلی با اطمینان راجع به چیزی حرف میزنن خوشم نمیاد. اما از طرف دیگه، از آدمهایی که میدونن از زندگیشون چی میخوان و خودشون، نقاط ضعفشون و نقاط قدرتشون رو میشناسن خوشم میاد. این دوتا باهم خیلی وقتها در تنا قض هستند. اما به قول فرنگیها، وات دِ هل. مگه ما آدما جمع همین تناقضها نیستیم.

این موزیک ویدئو هیچ ربطی به نوشته من نداره. فقط از موزیکش خوشم اومد. همین.

درباره به سبک يه گاز سيب سرخ

این صفحه حاوی آرشیوی از تمام نوشته هایی که به دسته به سبک يه گاز سيب سرخ ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

دسته بعدی استراليا است.

دسته قبلی جهانی سازی می باشد.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.